سيد محمد باقر برقعى
4094
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
شبى رفتم به ميخانه ، ميان جمع مىخواران 2412 * شبى ز لعل لبش بوسهاى طلب كردم 2765 شبى شاعرى دل ز پروانه كند 3444 * شبى كه بىتو نشستم ، انيس دل غم بود 1149 شبى گفت پروانه با شمع راز 3237 * شبى گيسو فروهشته به دامن 316 شتاب دارد و يار از كنار مىگذرد 1733 * شد ابر پارهپاره 3991 شد به سر عمرى و با حسرت دلم 3213 * شد دلم شيفتهء زلف گرهگير دگر 3974 شد صرف نقد هستىام اندر بهاى صبر 1390 * شد گشوده باب اندوه و عذاب زندگى 1928 شد مدتى ز دلبركى ناز مىكشم 2430 * شد مريضى روان به نزد طبيب 3622 شد وجودم همه لب ، تا كه زند بوسه به پاش 3721 * شد وقت آنكه بند كراوات شل كنم 2605 شدم از راه هوا با هوسى چند به مصر 2620 * شدهست بادهء عشقت ز بس حوالهء دل 1953 شراب خون مرا در دل سبو كردند 3823 * شراب روح مرا تا ستاره پر مىداد 3821 شراب شعر تو امشب به جانم فتنه انگيزد 442 * شرار سينه و سيلاب چشم تر اينجاست 3938 شرار عشق ز دل تا فلك زبانه كشيد 3954 * شرار عشقت آخر جان من سوخت 917 شرافت چيست ؟ دانى اجتناب از كار نازيبا 3179 * شرف نه مكنت و عزت ، نه راحتنسبيست 3907 شرمم آيد كه كنم روى تو را همسر ماه 736 * شرمندهء آشنايىات بايد گشت 3678 شعاع چشم من در ديده از دل 786 شعر است گوهر من و ، من گنج گوهرم 3636 * شعر بايد گفت و شعر تازه گفت 3052 شعر عاطفه ( شعر نو ) 2120 * شعرم چه كنى اى عشق ؟ دردم كن و دودم كن 2083 شعلهء خورشيد جست از آه آتشبند من 3307 * شكر خدا در ايران ، از همت بزرگان 498 شكر خدا كه كناره ز دنيا گرفتهايم 1910 * شكر كه جانيم باز در تن رنجور هست 1997 شكر لله ! راه در كوى ولا داريم ما 394 * شكر و صد شكر ، ز الطاف خداوند كريم 366 شكر يزدان را مه من ! كز سفر باز آمدى 41 * شكست عهد من و گفت هرچه بود گذشت 1394 شكستهبال غريبم ، شكسته در خويشم 1240 * شكستهخاطر و آزردهجان و خستهتنم 3426 شكستهخاطر و آشفتهروزگار منم 1185 * شكفت زمزمهء رجعت دوبارهء گل 2230 شكل هر چيز در كمال خوش است 1799 * شكوفه ديدم و ياد جمال او كردم 713 شكوه اشك خموشم ، غرور مىشكند 3139 * شكوه اوج سپيدارهاى پندارى ! 51 شكوهها دارم از آن لعل شكربار بسى 1788 * شكوهها دارم ز كار خويشتن 418 شمشير كه از نيام گل كرد و شكفت 2999 * شمع انجمن ما شده پرنور امشب 562 شمع خاموشم و از گرمى جان مىسوزم 349 * شمع سحرم ، طاقت آه سحرم نيست 1901 شمعم و نقش وجودم همه بگريستن است 1486 * شمعى هنوز ( شعر نو ) 54 شميم ياسمن آيد ز چاك پيرهنش 3938